تبليغاتX
سیزدهمین خون آشام عاشق

سیزدهمین خون آشام عاشق

 

 

تولدت مبارک

تولد واژه اي ست در پي معنا شدن

  مفهومي ست در تب و تاب رسيدن

  تولد گاه بهانه اي ست براي دلتنگ خود شدن

  شانه اي ست براي جستجوي خود

  تولد گاهي بهانه اي ست براي يك جمع دوستانه

  براي چند لحظه با هم خنديدن(هر چند به ظاهر)

  براي خريد يك شاخه گل

  براي جاري شدن يك قطره اشك

  و كشيدن آهي از سر دلتنگی

تولد علامتي است پر معنا

 در سر رسيد زندگي ما

  گاه بهانه اي ست براي نوشتن يك متن

  يا سرودن يك شعر

  تولد گاه بهانه اي ست

  براي فرياد بودن

  رهايي از پيله ي تنهايی

  و اندكي به دنبال خود گشتن

  تولد مفهومي ست

  ناپيوسته در زندگي امروز ما

  و عشق مفهومي ست پيوسته(اگر دريابيم)

  با عشق زندگي كن تا پيوسته متولد شوي

 

+ نوشته شده در شنبه 26 آذر1384 23:8 توسط احسان |

هيچكس تكه تكه تنهاي ام را نديد

وقتي كه ميشكنم

غبارم هزار تكه ميشود

قلبم هزاران هزار

و تنهايي ام بزرگ ميشود

برهنه و خاموش

تنهاييم را كسي نديد

شاخه زرد مرا كسي نچيد

ميروم ان دورها

در چاله تنهايي ام

 گم ميشوم

+ نوشته شده در جمعه 11 آذر1384 0:21 توسط احسان |

 

ديگر چه فرقي دارد

باشم يا نباشم ؟

وقتي مرگ

شيرين ترين آرزويت باشد

وقتي سهم من از زندگی غم است و تنهائی...

 آه ، مپرس

من كاري به كار كسي نداشتم

و ترا

از چنگ هيچ عابري

از خيال هيچ شاعري ندزديدم

كه تاوان اين همه تنهايي را پس بدهم

 

 

Eh - 13

 

+ نوشته شده در جمعه 11 آذر1384 0:19 توسط احسان |

 

با توچه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تورو تنها نذاشتم

چه سفرها با تو کردم

چه سفرها تو رو بُردم

دم مرگ رسیدَم اما به هوای تو مٌردم

دارم از تو مینویسم

که نگی دوست ندارم

از تو که با یه نگاهَت

زیرو روشد روزگارَم

دارم از تو مینویسم

دارم از تو مینویسم

موقع نوشتن  ووقت اسم گُذاشتن

کسی جز تونداشتم

اسمی جزتو نمیذاشتم

من تمام قصه هام قصه توست

اگر غَمگینه اون از غُصه توست

اون از غُصه توست

با توچه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تورو تنها نذاشتم

حتی من به آرزوهات تو را آخر میرسوندم

میرسیدی تو!! من اما آرزو به دل می موندم

هی می خواستم که بگم که بدونی حال ام رو

اما ترس و دلهره خط میزد حال ام رو

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم

اون قده رفتم ورفتم

 این قده رفتم ورفتم

که هنوز هم برنگشتم

 من تمام قصه هام قصه توست

اگر غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست

هرچی شعر عاشقانه است من برای تو نوشتم

توجهنم بودم سوختم اما می نوشتم تو بهشتَم

اگه عاشقانه گفتم عشق تو باعث شه

اگرمُردم تو بدون کی باعث شه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384 15:25 توسط احسان |

X

نمی دانم در این دم های آخر آواز، با کدامین تحریر سوزناک، ترجمه لبخندهای خونین خود باشم! افسوس دست هایم تاریک است.


Home
Email
.:Ehsan13:.

Archives

مهر 1388

مهر 1387

تیر 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384




Links

اینم یه وبلاگ دیگه من (جک و عکس و MP3)
شعرهای زیبایی از کارو
زنگ تفریح
شعرهای توپ از هر سبکی
دنبال هر سوژه ای باشی اینجا پیدا میکنی
اینم برای مهمونای تهرونی من
اینم یه سری عکسای توپ
فقط برای دوستان فابریک..
و یه خونه ی مهتابی
فرشته ي مرگ (A true story About Death )
یک دوست عاشق
هر کارتی که بخواهید..
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: