تبليغاتX
سیزدهمین خون آشام عاشق

سیزدهمین خون آشام عاشق

ای ساحل دور افتادهءوجود من :

 با مطرب هم آواز شو و با تازیانه ءرقت بار گناه وجود مرا مشکن .

امروز من در محراب معرفت کودکی دیدم که با تکه پاره های قلب من حصیر بافی می کردو شاهینی که با کبک هم پرواز بود چه که در تقوبم قلبم روز بیگانگی با پروانه ها بود و من به گرامی داشت این روز نقاب بر چهره زدم.

آیا مریخ به ستارگان فرمان آتش بس داده بود ؟

امروز زبر پل فراموشی سایه ها تظاهرات می کردند و فارسان چشم به راه رازیانه ها بودند.

امروز فهمیدم فاصله چقدر بی معنی است و با مقیاس دل ملکوت چقدر نزدیک وشب سیاه نیست چه که آسمان انعکاس چشمان من است.

امروز من با کاروانی هم سفر بودم که ساربانش گمراه بود و با کویر زمزمه ءعشق می کرد.

آری من دیگر در انتظار نگاری نیستم که پرده از رخ بردرد و ندارم خبر از مردی که در ماه جلوه می کند چرا که ماه من در جذبهء یک نور است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385 23:37 توسط احسان |

X

نمی دانم در این دم های آخر آواز، با کدامین تحریر سوزناک، ترجمه لبخندهای خونین خود باشم! افسوس دست هایم تاریک است.


Home
Email
.:Ehsan13:.

Archives

دی 1388

مهر 1388

مهر 1387

تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384




Links

اینم یه وبلاگ دیگه من (جک و عکس و MP3)
شعرهای زیبایی از کارو
زنگ تفریح
شعرهای توپ از هر سبکی
دنبال هر سوژه ای باشی اینجا پیدا میکنی
اینم برای مهمونای تهرونی من
اینم یه سری عکسای توپ
فقط برای دوستان فابریک..
و یه خونه ی مهتابی
فرشته ي مرگ (A true story About Death )
یک دوست عاشق
هر کارتی که بخواهید..
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: