|
سلام نازنین
قربانی پاکیت صحبت می کند امشب سراسر زجر است دوری از تو و ندیدن روی ماهت کنار آبی آبها و دانستن تنهاییت که گفتی نیازم داشتی بیش از هر زمان دیگر ناخن به سینه می کشم از خودخواهیم که چگونه زمانی که نیازم داشتی نبودم و صدای هق هق گریه ات که خنجری بود بر قلبم و بدان که خود را نخواهم بخشید تا زمانی که زنده ام به حرمت روی ماهت قول می دهم کنارت باشم پشتت مانند کوه استوار و پشتوانه ات به حرمت نگاه و صدای نازنینت تا صبح التماس منتظرم باش + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 23:26 توسط احسان |
|
| |||||