|
به نام آن كه تو را آفريد تا من دل به تو ببندم. سلام... سلام گرم وآتشين از پسرِِِِي نو خواسته و تازه شكفته پذيرا باش. اي فرشته نازل شده بر رهگذر جواني من از آن لحظه كه تو را ديدم قلبم به مانند كوره اي آتشين گرديده هست كه فقط نگاه جادويي تو ان را تسكين مي دهد . سلام جواني دلباخته نثار تنها فرشته اي مي كنم كه توانسته هست از ديرانه قلبم كاخي به بزرگي عشق بسازد. سلام بر تو غنچه نو شكفته بهار زندگيم. سلام بر تو كه تنها اميد و آرزوم هستي ولطافت در چشمانت برق مي زند, برق نگاهت چنان آتشي در دلم بر پا كرده است كه هر روز را با پريشاني يگانه عشقم به سر مي برم. من عاشق روي زيبا تو شدم در همان نگاه اول دلم لرزيد مي خواستم بگوييم دوستت دارم ولي نتوانستم گفتم شايد مرا نخواهي و دوست نداشته باشي و به خود اجازه صحبت ندادم مي خواهم به وسيله نامه از تو بخواهم كه بگويي مرا دوست داري يا نه..... و اگر ابر بارشش و آفتاب تابشش را فراموش كند من تو هر گز فراموش نخواهم كرد. به اميد لحظه ديدار... + نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386 0:59 توسط احسان |
|
| |||||