تبليغاتX
سیزدهمین خون آشام عاشق - درد من

سیزدهمین خون آشام عاشق

دردهای من لباس نیستند ، که از تن درآوردم

نعره نیستند ، تا از نای جان فریاد بکشم

دردهای من نگفتنی ، دردهای من نهفتنی است

دردهای من

مثل دردهای مردم زمانه نیست

مردمی که چین پوستشان ، رنگ آستینشان ،

مردمی که نامهایشان ، جلد کهنه شناسنامه هایشان

درد می کند

من ولی ، تمام استخوان های بودنم

لحظه های ساده و بی آلایشه گریستنم

درد می کند

شانه های خسته غرورم و تکیه گاه بی پناهی دلم

شکسته است

کتف گریه های بی بهانه ام ، بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است

دردهای پوستی کجا و ؟ درده دوستی کجا ؟

سرنوشت :

حرف درد را ؛ در دلم نوشته است . خون درد را ؛ در تنم سرشته است

پس چگونه سرنوشت ناگزیره خود را رها کنم ؟

پس در این میانه من ؛ از چه حرف می زنم ؟

درد حرف نیست

درد نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم ؟

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386 1:2 توسط احسان |

X

نمی دانم در این دم های آخر آواز، با کدامین تحریر سوزناک، ترجمه لبخندهای خونین خود باشم! افسوس دست هایم تاریک است.


Home
Email
.:Ehsan13:.

Archives

مهر 1388

مهر 1387

تیر 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384




Links

اینم یه وبلاگ دیگه من (جک و عکس و MP3)
شعرهای زیبایی از کارو
زنگ تفریح
شعرهای توپ از هر سبکی
دنبال هر سوژه ای باشی اینجا پیدا میکنی
اینم برای مهمونای تهرونی من
اینم یه سری عکسای توپ
فقط برای دوستان فابریک..
و یه خونه ی مهتابی
فرشته ي مرگ (A true story About Death )
یک دوست عاشق
هر کارتی که بخواهید..
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: