سیزدهمین خون آشام عاشق
آینه
این مرد خودپرست این دیو این رها شده از بند مست مست استاده روبه روی من و خیره در منست گفتم به خویشتن ایا توان رستنم از این نگاه هست ؟ مشتی زدم به سینه او ناگهان دریغ ایینه تمام قد رو به رو شکست
این مرد خودپرست
این دیو این رها شده از بند
مست مست
استاده روبه روی من و خیره در منست
گفتم به خویشتن
ایا توان رستنم از این نگاه هست ؟
مشتی زدم به سینه او
ناگهان دریغ
ایینه تمام قد رو به رو شکست
+ نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386 0:33 توسط احسان |
نمی دانم در این دم های آخر آواز، با کدامین تحریر سوزناک، ترجمه لبخندهای خونین خود باشم! افسوس دست هایم تاریک است.
اینم یه وبلاگ دیگه من (جک و عکس و MP3) شعرهای زیبایی از کارو زنگ تفریح شعرهای توپ از هر سبکی دنبال هر سوژه ای باشی اینجا پیدا میکنی اینم برای مهمونای تهرونی من اینم یه سری عکسای توپ فقط برای دوستان فابریک.. و یه خونه ی مهتابی فرشته ي مرگ (A true story About Death ) یک دوست عاشق هر کارتی که بخواهید..
طـــراح قـــالــب آرشیو پیوندهای روزانه
تعداد بازديدها: